خرید بک لینک

درباره سایت

دل نوشته ها

و خدا خواست که یک عمر نبیند یعقوب ... شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد ... ؟

امکانات وب


دل خوشم با غزلی تازه همینم کافی ست

       تو مرا باز رساندی به یقینم کافی ست       

  قانعم بیشتر از این چه بخواهم از تو

  گاه گاهی که کنارت بنشینم کافی ست

گله ای نیست منو فاصله ها همزادیم

گاهی از دور تورا خوب ببینم کافی ست

آسمانی ! تو در آن گستره خورشیدی کن

من همین قدر که گرم است زمینم کافیست

من همین قدر که با حال و هوایت گهگاه

برگی از باغچه ی شعر بچینم کافی ست

فکر کردن به تو یعنی غزلی شورانگیز

که همین شوق مرا ! خوبترینم کافی ست

برچسب: نویسنده: ع تاريخ: سه شنبه 17 دی 1392 ساعت: 1:43


 ایمان

میگویند نا امیدی از درگاه خداوند کفر است معنا ...

من کافر نیستم و تو برمیگردی

برچسب: نویسنده: ع تاريخ: سه شنبه 17 دی 1392 ساعت: 1:35

 

معنا شب که می شود . . .

شروع می شود

ای کاش های من

برچسب: نویسنده: ع تاريخ: سه شنبه 17 دی 1392 ساعت: 1:32

به پیراهنت ...

به آفتاب بالای سرت ...

به دیوارهای خانه ات ...

به آینه ی اتاقت که هر روز یک دل سیر تماشایت میکند ...

من یک نفرم بی انصاف !

چطور یک تنه به این لشگر حسادت کنم ؟

برچسب: نویسنده: ع تاريخ: سه شنبه 17 دی 1392 ساعت: 1:26

آن روز ظهر چقدر زیبا شده بودی معنا ...

 

برچسب: نویسنده: ع تاريخ: شنبه 14 دی 1392 ساعت: 2:30


 

همه عمر برندارم سر از این خمار مستی


که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی


تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد


دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی


چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن


تو چو روی باز کردی در ماجرا ببستی


نظری به دوستان کن که هزار بار از آن به


که تحیتی نویسی و هدیتی فرستی


دل دردمند ما را که اسیر توست یارا


به وصال مرهمی نه چو به انتظار خستی


نه عجب که قلب دشمن شکنی به روز هیجا


تو که قلب دوستان را به مفارقت شکستی


برو ای فقیه دانا به خدای بخش ما را


تو و زهد و پارسایی من و عاشقی و مستی


دل هوشمند باید که به دلبری سپاری


که چو قبله ایت باشد به از آن که خود پرستی


چو زمام بخت و دولت نه به دست جهد باشد


چه کنند اگر زبونی نکنند و زیردستی


گله از فراق یاران و جفای روزگاران


نه طریق توست سعدی کم خویش گیر و رستی


«
سعدی»

 

برچسب: نویسنده: ع تاريخ: سه شنبه 17 دی 1392 ساعت: 1:23

 

 

 

 

نغمه جانسوز تار برد دلم نزد یار 


وای اگر یار ما ساز مخالف زند
!!

برچسب: نویسنده: ع تاريخ: شنبه 14 دی 1392 ساعت: 2:17

دوست داشتنت

وقتی مرا نمی خواهی

سخت ترین آزمون زندگی است

تو

ــ تنها مونس زندگی ام! ــ

دوستت دارم و

اعتراف می کنم

رهایی از تو

ممکن نیست ...

 

ناگفته هایم را

جوی های بی انتهای خیابان ها برده اند و من

مشتاقم به همین

 

هر از گاهی از دور دیدنت ...

برچسب: نویسنده: ع تاريخ: شنبه 14 دی 1392 ساعت: 2:11

سلام معنای خوبم . جایت خالی چند روزی است که آمده ام مشهد ببخش  خبرت نکردم آخر بدون هیچ برنامه قبلی تصمیم گرفتم بیایم . حال و هوای عجیبی است معنا کاش تو هم بودی ...

برچسب: نویسنده: ع تاريخ: يکشنبه 8 دی 1392 ساعت: 0:02

 

 

 

چرا این روزها کسی مرا نمی فهمد معنا ؟!

برچسب: نویسنده: ع تاريخ: چهارشنبه 4 دی 1392 ساعت: 5:09

 


 کویر را کنار دریا - آسمان را کنار زمین - ماه را کنار خورشید میگذارم حتی از ستاره هم کمک می گیرم  ولی نه ... نه...  انگار حل شدنی نیست جور در 

نمی آید معنا... زیبایی تو معادله جالبیست معنا ... خودت بگو چه چیز را در کنار چیز دیگری

قرار دهم تا حل شود این معادله زیبایی تو ...

برچسب: نویسنده: ع تاريخ: چهارشنبه 4 دی 1392 ساعت: 0:04

 

 


 سلام معنای خوبم ... دیدی  پاییز چه ساده  و زود گذشت ! تعداد  پاییزهایی که نبودی به چهار رسید معنا حواست هست ؟!... 

برچسب: نویسنده: ع تاريخ: دوشنبه 2 دی 1392 ساعت: 5:35

 

تفهیم اتهام 
 

 

 

در این محاکمه تفهیم اتهام ام کن

سپس به بوسه ی کارآمدی تمام ام کن

 

 

اگرچه تیغ زمانه نکرد آرام ام،

تو با سیاست ابروی خویش رام ام کن

 

به اشتیاق تو جمعیتی ست در دل من

بگیر تنگ در آغوش و قتل عام ام کن

 

شهید نیستم اما تو کوچه ی خود را

به پاس این همه سرگشتگی به نام ام کن

 

شراب کهنه چرا؟ خون تازه آوردم...

اگر که باب دلت نیستم حرام ام کن

 

لبم به جان نرسید و رسید جان به لبم

تو مرحمت کن و با بوسه ای تمام ام کن

 

 

برچسب: نویسنده: ع تاريخ: دوشنبه 2 دی 1392 ساعت: 0:52

 


آبرویم را خریدی عاقبت با تهمتی 
 
 

 

گفته بودی درد دل کن گــــــــــاه با هم صحبتی

 

کو رفیق راز داری؟ کــــــــــــــو دل پرطاقتی؟

شمع وقتی داستانم را شنید آتش گـــــــــرفت

شرح حالم را اگر نشنیده باشی راحتـــــــــــی

تا نسیم از شرح عشقم باخبر شد، مست شد

غنچه ای در باغ پرپر شد ولی کــــــــو غیرتی؟

گریه می کردم که زاهد در قنوتم خیره مــــــــاند

دور باد از خرمن ایمان عــــــــــــــــــــاشق آفتی

روزهایم را یکایک دیدم و دیـــــــــــــــدن نداشت

کاش بر آیینه بنشیند غبار حســـــــــــــــــــرتی

بس که دامان بهاران گل به گل پژمرده شــــــــد

باغبان دیگر به فروردین ندارد رغبتــــــــــــــی

من کجا و جرئت بوسیدن لبهای تـــــــــــــــــــو

آبرویم را خریدی عاقبت با تهمتـــــــــــــــــــــی

ف.نظری

برچسب: نویسنده: ع تاريخ: دوشنبه 2 دی 1392 ساعت: 0:48

 یلدای امسال همه بودند معنا...تار بود گوشه دلکش بود یک دنیا خاطره بود فقط تو نبودی معنا نبودی و سیاهی چشمانت شده بود تنها مهمان دل بیقراری هایم باز خدایمان را شکر خاطرت نیز برایم عزیز است عزیزترین ...

                          

یلدایت مبارک معنای قشنگم

برچسب: نویسنده: ع تاريخ: يکشنبه 1 دی 1392 ساعت: 3:48

 

 


 

فکر میکردم  اون روز بعد از زمین خوردنم توپله ها دلیل رفتار بدم جلوی گل فروشی بعد از سوارشدن به ماشین رو فهمیده باشی .

                                          

                                           خداوند داور خوبیست معنا ...

برچسب: نویسنده: ع تاريخ: جمعه 13 دی 1392 ساعت: 2:47

 

 

 

مرا ببخش معنا

بابت تمام حرف هایی که از تو گفتم و گوش های نامحرمان شنیدند . . .

بابت تمام چشم های نامحرمی که به تو وعاشقانه هایت افتاد . . .

مرا ببخش معنا . . .


 

 

برچسب: نویسنده: ع تاريخ: دوشنبه 2 دی 1392 ساعت: 5:38

صفحه بندی